۸ مطلب با موضوع «دل یار» ثبت شده است

سیصد و شش

  • پری سا
  • چهارشنبه ۲۵ مهر ۹۷
  • ۲۰:۴۲

از شوق سرازیر می‌شوم بین ابرهای دستانش، باران سا! 

سیصد و پنج

  • پری سا
  • سه شنبه ۲۴ مهر ۹۷
  • ۰۰:۵۲

وای از آن لحظه که معشوق به یارش برسد..

سیصد و چهار

  • پری سا
  • شنبه ۱۴ مهر ۹۷
  • ۲۲:۳۱

می پیچد، می نوازد، گرم می کند. دست هایش؛ دست هایش حرارت دارد. دست هایش شعله ی تابانِ من است. 

که با عشق، زندگی رو به سامان است

  • پری سا
  • چهارشنبه ۲۱ شهریور ۹۷
  • ۱۶:۴۴
  • ۲ نظر

صبحی، وقتی با جمله‎های پر تپش یک ماه پیشمان غافلگیرم کرد، چشم‎هایم را بستم و به خدا جان گفتم "عشقش دِه و عشقش دِه و بسیارش دِه". 

دویست و نود و هفت

  • پری سا
  • دوشنبه ۱۹ شهریور ۹۷
  • ۰۰:۱۳

عطر بهارنارنج می‎دهد قلبم؛ بوی دارچین گرفته است دستم؛ طعم لیمو دارد نفس هایم؛ این روزها عشق دَم می‌کنم. 

دویست و نود و شش

  • پری سا
  • شنبه ۱۷ شهریور ۹۷
  • ۰۳:۱۲

سهم من از وفا تویی..

این ساقه ی نازک درون دلم

  • پری سا
  • چهارشنبه ۷ شهریور ۹۷
  • ۱۲:۱۴

این اکلیل های خوشگل و تن صورتی روی ناخن هایم. همین که کتاب "هنر زن" بودن را می خوانم. همین که دلم ضعف می‌رود برای حرف هایش. همین نیم ساعت ورزش سریع کردن ِ دم ِ صبحم. همه و همه زیر سر این حس ِ نازکی است که انداخته به جانم... و این ساقه‌ی نازکِ درون دلم، که هر روز برایش آب می‌ریزم و در انتظار قد کشیدن و تنومندیش، روزها را می‌گذرانم. و امید، چیزی که نیمه ی تاریکم را روشن و طلایی می کند. و نور، وقتی از لابلای سنگ ریزه های روحم راه پیدا می کند به چشم هایم. و رویا، وقتی ذوق می کند و رنگِ واقعیت می گیرد.

تا زمین می چرخد تا هوا هواست/من و تو در جنونی سر به راهیم

  • پری سا
  • دوشنبه ۲۹ مرداد ۹۷
  • ۲۲:۰۸
  • ۷ نظر

یک جایی از آهنگِ می‌خواند "من و تو نغمه ای بی اشتباهیم". آوازخوان و خوشحال مکث می‌کنم روی همین تکه ی کوچک ترانه بس که قشنگ است.

چند قطره باران میریزه روی صورتم، حس خوبی دارم آستین مانتوم رو محکم میگیرم، سرعت قدمامو کم می کنم، نمی خوام صدای کسی رو بشنوم، نمیخوام جواب کسی رو بدم؛ تمام حوصلم رو جمع میکنم برای خودم و باران، "من به تمام چتر های دنیا نامحرمم"
آرشیو مطالب