۸ مطلب در شهریور ۱۳۹۷ ثبت شده است

سیصد

  • پری سا
  • جمعه ۳۰ شهریور ۹۷
  • ۲۳:۲۱
  • ۵ نظر

برای هم حمد بخوانیم. برای هم آرزوی خوشبختی کنیم. برای هم دعاهای خوب کنیم بلکه حال خوش شود. که دعاهایمان سبز شود. که سر دربیاورد. که جوانه بزند از سرزمینی که خانه ی مشترکمان است. این حجم از خشونت نسبت به هم ترسناکه..

.

.

.

دویست و نود و نه

  • پری سا
  • سه شنبه ۲۷ شهریور ۹۷
  • ۰۰:۲۵
  • ۱۲ نظر

ای بیست و پنج سالگی، ای زیبا! خوب باش، خیر باش و سلامت.

که با عشق، زندگی رو به سامان است

  • پری سا
  • چهارشنبه ۲۱ شهریور ۹۷
  • ۱۶:۴۴
  • ۲ نظر

صبحی، وقتی با جمله‎های پر تپش یک ماه پیشمان غافلگیرم کرد، چشم‎هایم را بستم و به خدا جان گفتم "عشقش دِه و عشقش دِه و بسیارش دِه". 

دویست و نود و هفت

  • پری سا
  • دوشنبه ۱۹ شهریور ۹۷
  • ۰۰:۱۳

عطر بهارنارنج می‎دهد قلبم؛ بوی دارچین گرفته است دستم؛ طعم لیمو دارد نفس هایم؛ این روزها عشق دَم می‌کنم. 

دویست و نود و شش

  • پری سا
  • شنبه ۱۷ شهریور ۹۷
  • ۰۳:۱۲

سهم من از وفا تویی..

ماشین مثلن

  • پری سا
  • شنبه ۱۰ شهریور ۹۷
  • ۲۲:۱۸

یکی از آرزوهای زندگیم این ِ که توی قرعه کشی چیزی برنده شم!

این ساقه ی نازک درون دلم

  • پری سا
  • چهارشنبه ۷ شهریور ۹۷
  • ۱۲:۱۴

این اکلیل های خوشگل و تن صورتی روی ناخن هایم. همین که کتاب "هنر زن" بودن را می خوانم. همین که دلم ضعف می‌رود برای حرف هایش. همین نیم ساعت ورزش سریع کردن ِ دم ِ صبحم. همه و همه زیر سر این حس ِ نازکی است که انداخته به جانم... و این ساقه‌ی نازکِ درون دلم، که هر روز برایش آب می‌ریزم و در انتظار قد کشیدن و تنومندیش، روزها را می‌گذرانم. و امید، چیزی که نیمه ی تاریکم را روشن و طلایی می کند. و نور، وقتی از لابلای سنگ ریزه های روحم راه پیدا می کند به چشم هایم. و رویا، وقتی ذوق می کند و رنگِ واقعیت می گیرد.

دویست و نود و سه

  • پری سا
  • شنبه ۳ شهریور ۹۷
  • ۲۳:۵۰
  • ۹ نظر

متعهد باشیم به "یک" هدف، پایبند باشیم به "یک" قلب، که زندگی یک داستان مشترک است:)

چند قطره باران میریزه روی صورتم، حس خوبی دارم آستین مانتوم رو محکم میگیرم، سرعت قدمامو کم می کنم، نمی خوام صدای کسی رو بشنوم، نمیخوام جواب کسی رو بدم؛ تمام حوصلم رو جمع میکنم برای خودم و باران، "من به تمام چتر های دنیا نامحرمم"
آرشیو مطالب