۳ مطلب در فروردين ۱۳۹۷ ثبت شده است

دویست و شصت و یک

دکترا مجاز شدم و به قدری هیجان زدم که دلم میخواهد جیغ بکشم. (حتا کشیدم) :)

هیچ

امان از دلتنگی های پیش رو، بغض های فرداها..

بچه یاکریم بارون خورده هستم

بهم گفت "بچه یاکریم خیس شده زیر بارون"

+ من عاشق بابا و ترکیب های ساختگیشم:)

چند قطره باران میریزه روی صورتم، حس خوبی دارم آستین مانتوم رو محکم میگیرم، سرعت قدمامو کم می کنم، نمی خوام صدای کسی رو بشنوم، نمیخوام جواب کسی رو بدم؛ تمام حوصلم رو جمع میکنم برای خودم و باران، "من به تمام چتر های دنیا نامحرمم"
آرشیو مطالب