۴ مطلب در مرداد ۱۳۹۶ ثبت شده است

من به خوابی که دیدم ایمان دارم

  • پری سا
  • سه شنبه ۳۱ مرداد ۹۶
  • ۲۳:۴۲
  • ۱ نظر

امروز حرف های خوبی نشنیدم اما انقدری بزرگ شدم که فقط گوش کنم، بدون این که غمگین بشم و دلم بگیره. این یعنی کلی افتادم جلو. یعنی تلاشم برای کنترل هیجان، هرچند کم اما داره جواب میده. یعنی انقدری به خداجان اعتماد دارم که فقط لبخند بزنم و به جای دلهره گرفتن برای آینده، برم آرایشگاه و موهام رو اون مدلی کوتاه کنم که همیشه دلم میخواسته:)

دویست و بیست و یک

  • پری سا
  • جمعه ۲۰ مرداد ۹۶
  • ۰۸:۵۲

من به جا ماندن از این قافله عادت کردم...

دویست و بیست

  • پری سا
  • دوشنبه ۱۶ مرداد ۹۶
  • ۲۲:۴۹
  • ۰ نظر

هر چیز که در جستن آنی، آنی

"هر کس در مورد خود داستانی ساخته 

و مدام در ذهنش آن را تکرار می‌کند.

مهم نیست که این داستان چقدر واقعی است.

مهم این است که واقعیت او،

به تدریج بر اساس همان داستان ساخته می‌شود." 

با این اوصاف، خیلی باید حواسمان به تصویرسازی‌های ذهنیمان و جهت سازی رفتاری بعدش باشد! ما در نهایت همانی می‌شویم که بهش فکر می‌کنیم. پس انرژی مثبت باشیم:)

پرستوهای دوست داشتنی

  • پری سا
  • چهارشنبه ۴ مرداد ۹۶
  • ۱۵:۱۸
  • ۱ نظر

پرستوهام!

شش تا پرستو دارم! صبح ها بعد از اذان صبح و ظهر ها وقت ِ اذان ظهر می‌نشینند روی میله های بالکن و آواز می‌خوانند. صدای آواز و جیغ زدن هایشان را عاشقم. عادت کردم صبح ها با آوازشان بیدار بشوم و ظهر ها تا صدایشان می‌پیچد توی خانه بروم پشت میله ها و ادایشان را دربیاورم:) مگه پرستوها مهاجر نیستن؟ اینا چرا یه مدت ِ میان خونه ی ما جیغ جیغ میکنن؟:)) 

بعد نوشت: حالا که بیشتر فکر ‌می‌کنم می‌بینم خیلی ریاضی ضعیفی دارم:دی

چند قطره باران میریزه روی صورتم، حس خوبی دارم آستین مانتوم رو محکم میگیرم، سرعت قدمامو کم می کنم، نمی خوام صدای کسی رو بشنوم، نمیخوام جواب کسی رو بدم؛ تمام حوصلم رو جمع میکنم برای خودم و باران، "من به تمام چتر های دنیا نامحرمم"
آرشیو مطالب