۲ مطلب در خرداد ۱۳۹۲ ثبت شده است

سیاره توتوله ها

  • پری سا
  • دوشنبه ۱۳ خرداد ۹۲
  • ۱۳:۳۵
  • ۰ نظر

تا به حال اسم سیاره توتوله ها به گوش تان خورده؟ می گویند سفیر توتوله ها همین امروز بشقاب پرنده ی خیلی خیلی بزرگش را در زمین پارک کرده و برای چند نفر دست تکان داده است. میگویند با زبان غریبی با مردم احوال پرسی کرده و به طرز عجیبی یک دفعه غیب شده است. من میدانم کجا ظاهر شد! درست روی صندلی رو به روی من، توی اتوبوس صورتی رنگ مسیر دانشگاه. بعله. من همچین آدم خوش شانسی هستم که سفیر یک سیاره ی دورافتاده آمده درست روبه روی من نشسته و برایم شیرین زبانی کرده است .

خودش را ایلیا معرفی کرد. ایلیا چهار ساله از سیاره ی توتوله ها! من هم خودم را معرفی کردم. پری سا نوزده ساله از سیاره زمین. و به هم لبخند زدیم. او برایم از سیاره توتوله ها گفت و این که آنجا توتوله های زیادی زندگی نمی کنند و او تنهای تنهاست. گفت که خیلی دلش میخواهد با زمینی ها دوست شود و آن ها را ببرد سیاره ی خودش. گفتم من هم میخواهم یک توتوله باشم. مثله تو. گفت که از حالا تو یک توتوله هستی. سلام پری سا توتوله! 

آسمان شب

  • پری سا
  • پنجشنبه ۲ خرداد ۹۲
  • ۱۳:۳۶
  • ۰ نظر

عکس صفحه زمینه لپ تاپم تصویر خیلی خیلی زیبا از آسمان شب است که گوشه ی سمت چپش آقایی با تلسکوپ به آسمان نگاه میکند. زل میزنم به تصویر و دلم میخواهد به جای آقاهه من اونجا به همچین آسمانی نگاه میکردم. پارادوکس انفجار نور و سیاهی مطلق، آسمان پر ستاره حالم را خوب میکند. نشسته بودم توی تراس و به آسمان بالای سرم نگاه میکردم. سه تا ستاره، فقط و فقط سه تا ستاره را می شد دید. حسودیم شد، حسودیم شد به همه ی آدم هایی که میتوانند آسمان زیبای خدا جان را راستکی راستکی ببینند. اینجا همه چیز دروغی است. هم آدم ها هم آسمان.

چند قطره باران میریزه روی صورتم، حس خوبی دارم آستین مانتوم رو محکم میگیرم، سرعت قدمامو کم می کنم، نمی خوام صدای کسی رو بشنوم، نمیخوام جواب کسی رو بدم؛ تمام حوصلم رو جمع میکنم برای خودم و باران، "من به تمام چتر های دنیا نامحرمم"
آرشیو مطالب