دارم همان لحظه، در همان نقطه، روی آن سبزیِ سبز، روبه روی چشم هایش، وقتی حرکت دستش و خنکی انگشتر را روی انگشتم حس کردم. دقیقن همان لحظه که چشمم را باز کردم و دلم از شوق تپید را مرور می کنم و نفسش می کشم. مرور می کنم و زندگیش می کنم. مرور می کنم و دلم غش می رود...