ساعت های زیادی رو صرف سخنرانی ها کردند و کلی کتاب و جزوه و دی وی دی آموزشی خریده بودند تا کمک کند بتوانند به هدفشان برسند. برایم جالب بود، بیشتر از این که تمرکزشان روی کاری که می خواهند شروع کنند باشد، به یک سری جملات انگیزشی کلی هزینه میکردند؛ در صورتی که (از نظر من) تنها چیزی که لازم داشتند حرکت کردن بود. در واقع آن روز کتاب هایی می خریدند تا به آن ها بگوید قدمی بردارند بدون ترس، درحالی که در آن روز تنها کاری که باید می کردند قدم برداشتن بود بدون ترس!