دوره‌ای از وبلاگ‌نویسی تقلید خیلی زیاد بود. نمی‌دانم چرا حتا جمله‌های ساده‌ت را هم کپی می‌کردند یا اگر سبک جدیدی برای نوشتن داشتی چند نفری پیدا می‌شدند که وبلاگ‌های جعلی بسازند و نوشته‌های تو را به اسم خودشان ثبت کنند. تب وبلاگ‌نویسی به قدری بالا بود که حتا از وبلاگ‌نویس‌ها درباره‌ی محل زندگی، کار و درس، مصاحبه گرفته می‌شد! مورد‌های جالب هم کم نبود، زیر پست هر کدام پر بود از واژه‌های هندونه زیر بغل طور و قربون صدقه رفتن‌های زیاد مجازی. یک مورد جالب هم درباره‌ی اسم بود. اوایل دوره‌ی فاز تقلیدی(!) وبلاگ‌ها، اکثر وبلاگ‌نویس‌ها "راحیل و ری‌را" بودند. کافی بود دهانت را فرو کنی توی مانیتور و داد بزنی راحیل... ری‌را... سر جمع دویست نفر سر برمی‌گرداندند! دوران عجیبی بود. یادم می‌آید نوجوان بودم و برایم دیدن این همه دست و پا زدن کلی سوال ایجاد می‌کرد. این که چرا همه شکل همند؟ کتاب‌هایی که می‌خواندند، موسیقی که گوش می‌کردند، موضوعاتی که علاقه داشتند، حرفه‌ای که بلد بودند یا دنبال می‌کردند، حتا لباس پوشیدن‌ها و اکسسوری‌هایشان هم لنگه هم بود! اما سوال اینجا بود که چرا؟ حالا اما همه‌ی این اتفاق‌های سال‌های گذشته را به طور کاملن تکراری در اینستاگرام می‌بینم. همان رفتارها، همان سبک، همان تقلید و تقلید و صد البته دست و پا زدن؛ گرچه این بار برای چیز قابل تاملی، پول!