دیشب بعد از این که حسابی به خدا جان غر زدم و به خاطر وضعیتی که دارم به زور دو سه قطره اشک ریختم بلکه دلش به حالم بسوزد و از آسمان برایم معجزه نازل کند، این جمله به ذهنم آمد که "به جای غر زدن از متفاوت بودن، شجاعتتو بیشتر کن". از سری جمله‌های دیوارکوبی است که بعد از هر شکست، احساسم برایم با هزار زور و زحمت جور می‌کند و می‌فرستد به منطقم. منطق بیچاره‌ من هم که حس ذلیل ِ قهاری است فوری چکش کاریش می‌‌کند و این جوری می‌شود که از جمله ی "کاش زودتر دنیا به آخر برسه" می‌رسم به جمله ی "فردا روز بهتریه" و یک نفس راحت می‌کشم!