منتظر نشسته بودم. انتظار خسته کننده ای بود. همین که آمدم وسایلم را روی صندلی خالی کناری بگذارم خانومی آمد و نشست. لبخندی به عرض صورتش زد و ساعت گوشیش را نشانم داد و با حالت جیغ گفت که ساعت 13:13 دقیقه ست. چادرش را که از هیجان رندی ساعت، زمین افتاده بود جمع کرد و از کیفش دفتری دراورد. با ذوق دفترش را به سمت من گرفت و گفت نگاه کن 13:13 دقیقه یعنی "آشنایی تازه" و بعد دستش را دراز کرد و گفت مریم هستم! حالا هم که قسمت بازدیدکنندگان وبلاگ به عدد رند رسیده، من هم شبیه مریم هیجان زده شده ام. نمیدانم توی دفتر مریم، پنج تا یک کنار هم چه معنی میدهد اما  11111تایی شدن شبنم وارم مبارک! :)