اولین باری که مسابقه شرکت کردم 9 سالم بود. جایزه ی نفر اول به نظرم هیجان انگیز میامد. دوچرخه! دوچرخه ای که دوست داشتم مال من باشد. نفر اول ِ آن مسابقه شدم اما دوچرخه را ندادند. به جایش یک لوح گرفتم و یک ساعت رومیزی مشکی که از آن روز تا حالا صبح ها مسئول بیدار کردن من شده است. دومین مسابقه ی عمرم هم با همه ی اتفاق هایی که همراهش داشت همین دیروز تمام شد با این تفاوت که جایزه ی نفر اول چنگی به دل نمیزد و این که من نفر اول نشدم!