با این بارانی که میبارد، دلم میخواهد شخصیت اول یک فیلم سینمایی اروپایی باشم با بارانیِ کرم رنگ و موهای بلوند رها شده! مثلن کیفم را هم یک وری انداخته باشم و دامن چارخانه ی آجری رنگ هم داشته باشم که زیر این باران بی وقفه از کنار مغازه های رنگی و پر تب و تاب ِ سال نو میگذرم. اگر جای باران، برف ببارد و شالگردن قرمز رنگ هم به لباس ها اضافه شود که چه بهتر! مثلن یک جا هم صدای خنده های بلند بچه ها بیاید درحال گوله برف بازی و در همان حال دوربین زوم کند روی من که موهایم را خیلی حرفه ای پشت گوش هایم میبرم و برای کسی آن دورها دست تکان میدهم...